تبليغاتX
شب آفتابی

شب آفتابی

آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است

من مینویسم

او میخواند... من می نویسم

او داد می زند ... من می نویسم

او می بیند ... من می نویسم

او صدا می کند... من می نویسم

او رفت________________

 من نوشتم_____________

او رفت...




+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 10:44 بعد از ظهر توسط صدای باران |