حرفهای زیادی بر دل مانده ،
که می خواهم بگویم .
ولی مهر سکوت، بر لبانم نشسته است ،
که قادر به بازگو کردنش نیستم ،...
چه بسیار حرفها و غمهای دل من ،
غوغایی را بر پا کرده است .
تشویش دل خویش را حس می کنم .
خداوندا ، نکند غوغای دل ،
از دوری من به توست.
خداوندا ،درد و دل خود را ،
به هیچ کس و هیچ جا نگویم .
خداوندا ، چه کسی تا به حال ،
غوغای دل مرا به آرامی تو معنا کرده ،...
حکیما ، من این بار هم با تو نجوا خواهم کرد .
تو طبیب دل دیوانه من هستی .