می گویند چرا غمگین می نویسی ؟!.
چرا گفته هایت اندوهبار است !
صحبت از پژمردن یک گل نیست ،
صحبت از مرگ قناریست ،
صحبت از مرگ انسانیت است ،... فریدون مشیری
که چه آسان، از آن می گذریم...
بار خدایا من در راه رسیدن به تو
بارها وبارها مسیر را به اشتباه رفتم
من در عجبم که راه را ، گم نکرده ام ،
تو چه آسان مرا می خوانی
وراهت را آشکار،ا به خلقت نشان می دهی
و این بنده ، چه آسان از تو می گذرد
خداوندا از نفس خویش خسته ام ،
مرا به خرابات گناه و خانه شیطان دعوت می کند
یا لطیف اگر ذکر تو نبود من زین پس ،
نمی دانستم به کدامین راه بروم !
لطیفا تو مرا با کوله باری از گناهم می پذیری ،
و من خجل از کرده خویشم ...
لطیفا آرزو دارم تا آخرین روز هستی،
سر از سجده گاهت بر ندارم .
