تبليغاتX
شب آفتابی - بند

شب آفتابی

آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است

 
خداوندا من در این بند اسیرم
 
من نمیخواهم مصرع یک شعر باشم
 
من نمیخواهم بارها مرا بخوانند...
 
من از این شعر خسته ام، من قافیه نمیخواهم
 
من شعر نو هم نمیخواهم
 
من صدایی ، آهنگی ، هوایی ،...
 
 که در هر لحظه تو را بخواند میخواهم
 
 
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط صدای باران